10 فیلم عاشقانه که عشق واقعی را توصیف می کنند


بی‌زمان‌ترین داستان‌هایی که تاکنون گفته شده، آن‌هایی هستند که احساسات قدرتمند و مرموز عشق را بیان می‌کنند. ما این داستان‌ها را در سطح غریزی دوست داریم، زیرا همه ما می‌خواهیم کسی را داشته باشیم که به گونه‌ای ما را بفهمد و به ما اهمیت دهد که هیچ کس دیگری نمی‌تواند. اگر این داستان ها به طور موثر و مناسب در قالب فیلم بازآفرینی شوند، می توانند یکی از تکان دهنده ترین تجربه ها باشند، با زیبایی و ظرافتی که به نظر می رسد هدف زندگی و زنده بودن انسان را در بر می گیرد.

از همان روزهای اولیه سینما، فیلم‌ها داستان‌های عاشقانه را به تصویر می‌کشیدند و عمقی از عشق را منتقل می‌کردند که تنها با ویژگی‌های منحصربه‌فرد این رسانه امکان‌پذیر بود. این عمق تنها در دستان کارگردان مناسب با فیلم‌هایی عمیق‌تر می‌شود که سؤالات بیشتری می‌پرسند و نگاه دقیق‌تری به معنای واقعی دوست داشتن کسی یا پیچیدگی‌های بالقوه چنین رابطه‌ای می‌اندازند. در اینجا به 10 مورد از این فیلم های عاشقانه می پردازیم که از متنوع ترین جلوه های عشق در سینما هستند.

1- My Job I & II (2018)

ریوسکه هاماگوچی، کارگردان ژاپنی، فیلمسازی با حس ظرافت و دقت فوق العاده است. استعدادی که با فیلم Drive My Car مورد تحسین قرار گرفت. یکی از فیلم های قبلی او با چنین طعمی، Asako I & II بود، داستان یک مثلث عشقی عجیب بین یک زن و دو مرد با ظاهری مشابه اما شخصیت های بسیار متفاوت.

این فیلم نگاهی جذاب به معنای واقعی دوست داشتن کسی با رویکردی تکان دهنده ساده و بدون تحریف است. هیچ چیز به بیننده نمی‌پرد، آنقدرها هم هیجان‌انگیز نیست، و در مورد موضوع بسیار کند عمل می‌کند، اما همه چیز برای روایت یک داستان مؤثر که به سؤالات مهمی که به ندرت پرسیده می‌شوند پاسخ می‌دهد، خوب عمل می‌کند. این فیلم از آن دسته فیلم هایی است که تماشاگران را به چالش می کشد تا به روابط خود بیندیشند و از خود بپرسند که اگر جای یکی از شخصیت های اصلی داستان بودند، چه می کردند، بدون اینکه پاسخ روشنی در مورد اینکه چه باید بکنند. این فیلم گوهر کمیاب سینمای ژاپن است که شایسته عشق و توجه بیشتر است.

2- او (2013)

موضوع هوش مصنوعی امروزه بسیار مهم است و بسیاری از تأثیر ناشناخته این پدیده نوظهور بر زندگی ما بیم دارند که هوش مصنوعی به یک دغدغه روایی بسیار واقعی در دنیای فیلمسازی تبدیل شده است. فیلم‌های زیادی درباره ترس از هوش مصنوعی ساخته شده‌اند، اما Spike Jonze جلوتر از زمان خود او برداشت متفاوتی از هوش مصنوعی و این آگاهی انسان‌ساخته ارائه می‌دهد. فیلمی درباره مردی که عاشق دستیار هوش مصنوعی جدیدش می شود.

این فیلمی است که بسیاری از ایده های جهانی درباره زندگی مدرن و چالش های فراوان آن را بررسی می کند، اما رویکرد آن به این موضوع بسیار خاص است. شخصیت اصلی فیلم که معمولاً توسط اکثر مردم به عنوان یک بازنده نابغه دیده می شود، زیبا و جذاب نشان داده شده است. او هنوز هم می تواند بسیار عجیب و غیرعادی باشد، اما جونز هرگز به او احساس یک فرد خاص و عجیب نمی دهد که با یک مشکل غیر واقعی دست و پنجه نرم می کند. این ترفند به تقویت تأثیر رویکرد جسورانه کارگردان کمک می کند تا رابطه عاشقانه شخصیت اصلی با هوش مصنوعی خود را به عنوان یک رابطه زیبا و واقعی نشان دهد و سوالاتی را در مورد معنای عشق ورزیدن و اینکه چرا باید برای دوست داشتنی شدن توسط کسی ارزش قائل شویم را بهتر بررسی می کند. این فیلم واقعاً یک کلاسیک علمی تخیلی است که بینندگان را شگفت زده و خوشحال می کند.

3- جنگ سرد (2018)

همانطور که زیبا است، عشق نیز پر از پیچیدگی و تضاد است. این درگیری ها به ندرت در فیلم های عاشقانه دیده می شود، در عوض با داستان های عاشقانه افسانه ای برخورد می شود که قلب بینندگان را به لرزه در می آورد. پاول پاولیکوفسکی، کارگردان لهستانی، مسیر متفاوتی را در پیش می‌گیرد و عشقی عمیقاً تکان‌دهنده و تأثیرگذار را ارائه می‌کند که در دوران جنگ سرد، ظرافت صمیمانه‌ای را حفظ می‌کند.

پاولیکوفسکی این فیلم را که در چهار کشور مختلف اروپایی از اواخر دهه 1940 تا اواسط دهه 1960 می گذرد، به عنوان بازآفرینی رابطه عاشقانه والدینش ساخت. او داستان فیلم را با مهارت به گونه ای روایت می کند که چاره ای نداریم جز اینکه عاشق دو شخصیت اصلی داستان شویم و در عین حال ما را درگیر ناکامی های آنها کنیم. پس زمینه ای از تنش های دوران جنگ سرد همه چیز را تاریک می کند، با یک حس نامشخص از چگونگی پایان همه چیز. جنگ سرد فیلمی جاودانه و تراژیک است که مطمئنا سال ها درباره آن صحبت می شود.

4- خرچنگ (2015)

عاشق شدن یک نفر گاهی خیلی عجیب است، عشقی که به دلیل شرایط تصادفی و شرایط لحظه ای اتفاق می افتد که باعث می شود دو نفر با هم باشند. افرادی که موفق به یافتن عشق نمی شوند ممکن است احساس کنند طرد شده اند و در قالبی که جامعه تعیین می کند نمی گنجند. همه این احساسات خاص اما قدرتمند با جذابیتی پوچ در فیلم خرچنگ یورگوس لانتیموس به تصویر کشیده شده است.

داستان فیلم در دنیایی عجیب روایت می شود که تنهایی جرم محسوب می شود و اگر نتوانید در مدت زمان معین شریک عاشقانه خود را پیدا کنید به حیوان مورد علاقه خود تبدیل می شوید. طبق معمول در فیلم های Lanthimus، خرچنگ پر از شخصیت های سرد و سنگی است که دیالوگ های عجیب و غریبی را بیان می کنند که تماشای فیلم را بسیار سرگرم کننده می کند، البته تا پیچ تکان دهنده در پایان که شما را شگفت زده و شوکه می کند اما همچنان بر جذابیت فیلم می افزاید. این افسانه همچنین وحشتناک عجیب روابط عاشقانه را بررسی می‌کند، موضوعی که بسیاری از پیچیدگی‌های راه‌های عجیب ما برای رهایی از تنهایی را آشکار می‌کند و حذف می‌کند. خرچنگ یک فیلم کاملا متفاوت با جایگاه خاص خود در سینمای مدرن است.

5- تصمیم به ترک (2022)

عشق اغلب می تواند مرموز و با انگیزه ها و جاذبه های ناشناخته باشد. کارگردان معروف کره ای پارک چان ووک در آخرین فیلم خود «تصمیم به ترک» توانست ترکیبی کامل و بی نقص از یک داستان عاشقانه و یک هیجان هیجان انگیز خلق کند. فیلمی رازآلود درباره کارآگاهی که در حین بررسی مرگ مردی عاشق همسر مظنون و مظنون مقتول می شود.

از آنجایی که چان ووک مخاطب را به همان سفر احساسی دو قهرمان مقابل می برد تا موقعیت آنها را به طور کامل درک و تجربه کند، تماشای این فیلم تجربه ای فوق العاده جذاب و گیرا است که سرشار از ترکیبی عالی از سوء ظن و شور عاشقانه قهرمان کارآگاه است. ما به عنوان مخاطب دوست داریم این دو با هم باشند اما در عین حال نمی توانیم به همسر مقتول اعتماد کنیم. این احساسات با پیشروی داستان تشدید می‌شوند و فیلم با پایانی ادامه می‌یابد که مدت‌ها پس از پایان فیلم در ذهن مخاطب باقی می‌ماند و ذهن و تفکر را درگیر می‌کند. A Decision to Leave یک فیلم معمایی خارق العاده است که به نظر می رسد قرار است به یک فیلم کلاسیک جدید تبدیل شود.

6- Eternal Sunshine of the Spotless Mind (2004)

روابط عاشقانه برخی از بهترین فرصت های ما را برای خوشبختی فراهم می کند، اما در عین حال، می توانند بیش از آنچه تصور کنیم به ما آسیب بزنند. این امر مخصوصاً زمانی صادق است که از افرادی که زمانی با آنها صمیمی بودیم جدا می شویم، که می تواند باعث شود آرزو کنیم که ای کاش هرگز آنها را نمی شناختیم. Eternal Sunshine of the Spotless Mind موقعیتی را بررسی می کند که در آن دو عاشق سابق راهی برای فراموش کردن یکدیگر و آنچه منجر به عشق قبلی آنها شده است پیدا می کنند.

این فیلم به کارگردانی مایکل گوندری و نویسندگی چارلی کافمن، داستان فوق‌العاده مردی را روایت می‌کند که زمانی در یک رابطه عاشقانه عمیق بود که اکنون شکسته شده است، اما بعداً فناوری جدیدی را کشف می‌کند که به او اجازه می‌دهد ملاقات با زنی را که در گذشته دوست داشت کاملاً فراموش کند، گویی هرگز اتفاق نیفتاده است. بیشتر داستان فیلم در حین کاشت این فناوری در ذهن او رخ می دهد و در یک سری خاطرات رویایی، او را در حال دور شدن از این خاطرات و فراموشی آنها نشان می دهد، اما در عین حال، تکه هایی از این رابطه به طور تصادفی در مقابل چشمان ذهنش نشان داده می شود. Eternal Sunshine of the Spotless Mind یک فیلم واقعا منحصر به فرد است که ارزش تجربه را حتی در مواجهه با درد عمیق روابط عاشقانه نشان می دهد.

7- ماجراجویی (1960)

سینما توانایی خاصی در ارائه موقعیت با چنان شفافیتی دارد که نشان می‌دهد برای هیچ چیز در زندگی پاسخ روشنی وجود ندارد، تنها پرسش‌های بسیاری بی‌پاسخ خواهند ماند. یکی از کارگردانانی که با استادی چندین روایت مبهم و غیرشفاف را در آثارش ارائه می کند، میکل آنجلو آنتونیونی کارگردان برجسته ایتالیایی است. یکی از بهترین آثار او که این توانایی را به بهترین شکل نشان می دهد L’ Avventura است که در ایتالیایی به معنای ماجراجویی است.

این فیلم داستان ناپدید شدن مرموز یک زن جوان مالیخولیایی و فریب خورده و رابطه عاشقانه ای است که بین بهترین دوست او و نامزدش ایجاد می شود. این وضعیت ترس عجیبی را برای دو عاشق ایجاد می کند، آنها در پی یافتن دوست گمشده خود هستند، اما یافتن او به عشق آنها نیز پایان می دهد، عشقی که گرفتار گناه است. L’avventura فیلمی عجیب است که با کمی هوش و جذابیت ساخته شده و الهام بخش بسیاری از کارگردانان بزرگ بوده است. مارتین اسکورسیزی یکی از این کارگردان‌هاست که مطمئن شده است که دیگران را با معماهای بی‌پاسخ خود مجذوب خود می‌کند.

8- داستان ازدواج (2019)

اگرچه ممکن است برای برخی تعجب آور باشد، اما کسانی که این فیلم را دیده اند می توانند این واقعیت را تایید کنند که داستان ازدواج نوح بامبو، فیلمی در مورد طلاق یک زوج، بیشتر یک داستان عاشقانه است. این فیلم با بازی آدام درایور و اسکارلت جوهانسون، یک تجربه دلخراش و خنده‌آمیز است که جدایی خشونت‌آمیز رابطه زوجی که زمانی خوشبخت بوده‌اند را با جزئیات احساسی به تصویر می‌کشد.

اگرچه طلاق محور اصلی فیلم است، اما همچنان عمدتاً درباره عشق این دو به یکدیگر است. این فیلم حقیقت مهمی در خود دارد و آن این است که در هر رابطه ای، حتی وقتی اوضاع خوب پیش نمی رود و آدم ها با هم سازگار نیستند، به این معنا نیست که همدیگر را دوست ندارند. بینندگان می توانند این را در “داستان ازدواج” ببینند، زیرا آنها تلاش می کنند این زوج برای پایان دادن به همه چیز به روشی واضح و کامل تلاش کنند، زیرا آنها هنوز هم عشق زیادی به طرف مقابل دارند، اما می دانند که دیگر نمی توانند با هم زندگی کنند. Marriage Story فیلمی زیباست که هرکسی چنین موقعیتی را تجربه کرده است باید آن را ببیند.

9 – عصر بی گناهی (1993)

کمتر کارگردانی وجود دارد که به اندازه مارتین اسکورسیزی که فیلم‌هایش تقریباً همه شاهکارهای هنری به حساب می‌آیند، تشویق و تشویق را دریافت کرده باشند. با چنین فیلم‌شناسی تأثیرگذار، عجیب است که یکی از فیلم‌های او مورد توجه بسیاری از صاحب نظران و سینمادوستان قرار گرفته است، مانند درام تاریخی او به نام «عصر معصومیت»، فیلمی درباره عشق ممنوع در دورانی رسوایی در تاریخ بریتانیا.

قابل درک است که چرا بسیاری این فیلم را رد می کنند. چرا عصر بی گناهی این فیلم فاقد هیجان معمول فیلم های اسکورسیزی است، اما از هنر منحصر به فرد او نیز خالی نیست. این فیلم همچنین نوع متفاوتی از خشونت را از طریق دستکاری و سوء استفاده اجتماعی نسبت به گانگسترهای اسلحه‌باز در دیگر فیلم‌های اسکورسیزی ارائه می‌کند. این فیلم همچنین نتیجه‌گیری نادری را ارائه می‌کند که از مخاطب می‌پرسد آیا فداکاری از زندگی ارزشش را دارد یا می‌توان بدون فداکاری یک زندگی خوب داشت؟ عصر بی گناهی شاهکاری دیگر از یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ، شاهکاری که بیش از آنچه تاکنون در سراسر جهان دریافت شده است، شایسته تحسین است.

10 – در حال و هوای عشق (2000)

وونگ کاروای کارگردان هنگ کنگی یکی از بزرگ ترین کارگردانان زمان ماست که داستان های خارق العاده و منحصر به فردی از عشق های تنهایی و دست نیافتنی تعریف می کند. در میان تمام فیلم‌های فوق‌العاده‌اش، یکی از آن‌ها که شاید بهترین او باشد، در حال و هوای عشق است، فیلمی که داستان دو زوج را روایت می‌کند که شوهرانشان با هم رابطه دارند. این دو با هم به خیانت شوهرانشان پی می برند و سعی می کنند به یکدیگر کمک کنند تا بر عواقب عاطفی چنین کشف هولناکی غلبه کنند و عهد می بندند که هرگز خود را فریب ندهند، اما در طول زمانی که با هم می گذرانند، محبت عمیقی بین آنها ایجاد می شود.

این فیلم را می توان از نظر بصری و فیلمبرداری یکی از زیباترین فیلم هایی دانست که تاکنون ساخته شده است و همچنین فیلمی است که در آن دو نفر از زیباترین آدم هایی که تا به حال روی پرده ظاهر شده اند با بازی مگی چونگ و تونی لانگ در نقش دو شخصیت اصلی داستان. همچنین، در حال و هوای عشق یک فیلم فوق‌العاده قدرتمند است که وقتی این دو به هم نزدیک‌تر می‌شوند، شما را سرشار از اشتیاق و اشتیاق می‌کند، در حالی که همیشه می‌دانند که هرگز با هم نخواهند بود زیرا می‌خواهند بهتر از کسانی (شوهرانشان) باشند که احساساتشان را جریحه دار می‌کنند. در حال و هوای عشق یکی از بهترین فیلم هایی است که تا به حال ساخته شده است و پس از پخش تیتراژ بینندگان را با چشمانی اشک درآورد.

مطالب مرتبط